سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی

در این زمانه بی هیاهوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

 

+ حبیب

+ لال پرست

 






تاریخ : یکشنبه 96/9/26 | 7:59 عصر | نویسنده : ریحان | نظرات ()

فلسفه کرسی آزاد اندیشی:

 

خب .شما آزادین هی بیندیشین اما  خواهشا بیندیشیدناتونو پخش و پلا نکنین این وسط  چون اولا ما اعصاب بیندیشیدنای به درد بخور شما رو نداریم حالا اگه به درد نخور بود باز یه چیزی . دوما چشم اندیشه هامون روشن!!!کی از شما بیندیشیدن خواست اصن¿¿¿ بهتون یاد ندادن خوتونو قاطی اندیشه اندیشه ورزان اندیشه ورنکنین¿ حتما باید خونوکتون کنیم  کرسی رو از زیرتون بکشیم پخش زمین شین¿¿!!  سوما  نمیگین هی بیندیشیدن میکنین وتف میکنین تو میکروفن اولا خجالت بکشین و از خدا بترسین آخه تو مسجدی که سبیل در سبیل و چادر تو چادر، بیندیشان نشستن، جای تف کردنه¿ تو که نمی تونی تُفِت رو نگه داری که اندیشیدنای خشکِ بعضی بیندیشان جمع رو خیس نکنی و اندیشه های مارو به سیل ندی پس گمشو بیا پایین  تا با همون کرسی راه مخرجگاه تُفِت رو گل نگرفتیم.دوما نمیگین بقیه م از نم نم لطافت و صداقت خروج  تف تون خیس اندیشیدن میشن و خذانکرده ممکنه به بیندیشیدن فرو روند و پس فردا این بیندیشیدناشون واس بیندیشیدینای ما شاخ شه و اندیشه مارو اندیشناک کنه¿¿¿ الانم ک فصل سرماست، اصن ب لحاظ شرعی شم صلاح نیست بیندیشیدن کنین خیلی ترجیحا برعکس مرغ منجمد ک خداوندگار از ما دور کنادش،مغز منجمد رو خداوندگار در آغوش ما جای داهادش.حالا دور از جونتون و بلا ازمون دور اگه یه وقتی شیطون رفت تو انذیشه تون خواستین پنننننناه بر خدا بیندیشیدن کنین،زیر لحافتون اینقد بیندیشیدن کنین که جونتون دربیاد،یه وقت پتو رو ندین کنار سوز حق اندیشی تون عبامون رو می سوزونه.تو این وضع اقتصاد.عبا از کجا بیاریم باز¿¿¿ اگرم جونتون درنیومد و معاذ الله پای قلم شدتون به تریبون و دهان نامبارکتون به میکروفن رسید ،

در کل خواستیم بگیم اگه جرات دارین آزادین بیندیشیدن کنین اما بعدا ماهم بیندیشیدن ها داریم براتون...

بله بله ،ما فریاد بر می اوریم که در سرزمین اسلامی ما به اصل آزادی اندیشه های اسلامی معتقدیم ... اصلا خدا مارو حفظ کنه واس اسلام و مسلمین. .. تکبییییییر... 

 

+ تکرار کرسی علکی مثلا آزاد اندیشی پنجشنبه حوزه سهید بهشتی_علوم اسلامی دانشگاهیان 

+ وای به روزی که بگندد نمک...وای به روزی که بگندند نمک ها

+ فک کنم شفاف گفتم که "نمک" چیست و "نمک ها" کیستند!

+ بله...نمایشی سالانه به صرف تکدانه کیک

 

 

 






تاریخ : شنبه 96/9/25 | 5:7 عصر | نویسنده : ریحان | نظرات ()

.

.

.

.

چراغ است این دل بیدار

به زیر دامنش می‌دار

 

از این باد و هوا بگذر

هوایش شور و شر دارد

 

 

+ مولانا___خیلیِ___محبوبِ___لحظاتْ____برای____من

+  

 

* هنوز فارغ التحصیل نشده بودم سوال پیش اومد اگه بیکار باشی ترجیح میدی بری سراغ خوانش آثار کی   ¿¿¿¿¿

من سریعا با شوق :خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد مولانا

 

 

 

 






تاریخ : شنبه 96/9/25 | 3:27 عصر | نویسنده : ریحان | نظرات ()

قرار باشه هر حرفی رو جواب بدی دنیا از چشمت می افته تویم از چشم بقیه...

 

 

+ دیالوگ سریال سایه بان 






تاریخ : شنبه 96/9/25 | 2:25 عصر | نویسنده : ریحان | نظرات ()

محمدرضا دیروز تولدش بود...شد یک مرد29 ساله

دیروز اومد

از یزد اومد

و قبل از اومدنش من و افسان از خیر شنیدن اومدنش دقیقا ذهنمون یکجا رفت

هیچی به هم نگفتیم از ذهنمون اما شک ندارم که ذهن اون همونجایی رفت که ذهن من

رفت پیِ

یک دغدغه مشترک

یک نگرانی مشترک

که چه جوری بهش بگیم

که بعد از گفتم چه جوری برداشت میکنه

که چه بعد از برداشتش چه جوری قانعش کنیم

که ای وای،خودمونو اماده کنیم که بازم قراره یه جنگ اعصاب دیگه داشته باشیم واس هیچی، واس علکی،واس همه موهمات مزخرف محمدرضا و اصرارش بر درستی این تعصبات و خزعبلات و موهمات چندش زای 29سالگی ش

اما من امروز زدم

امروز عصر بعد نماز عصر

زدم

حرفی که تو سینه مونده بود، زدم

حرفی که افسان ترسید و از همه دیروز تا همه عصر امروز نزد و من، زدم

من ترس رو تو همه وجود افسان دیدم و بی ترس زدم

سفت ایستادم 

سفت می ایستم

می ایستم و از حقم دفاع میکنم

 

+ میدونم.میدونم از حرف زدنا، این ایستادن ها، این رُکیّت ها،این طلب حقانیّت ها....همه و همش، تبعات دارم واسم...اشکال نداره،به جون می خرم

+ ما گر ز سر بریده می ترسیدیم، در کوچه ی عاشقان نمی رقصیدیم

+ کله خر...شاید زهرا در موردم اصطلاح درستی به کار برده بود

+ حوصلتو ندارم محمدرضا...درکم نمیکنی لااقل ولم کن

+ از هیچیش نمیترسم جز از رویی که مبادا تو روش وا شه

+ تلخ حرف زدی رضا...انتظار شیرینی لبخندامو نداشته باش

+ بفهم نگرانم...بفهم داداشم...بفهم برادرم...بفهم






تاریخ : جمعه 96/9/24 | 5:47 عصر | نویسنده : ریحان | نظرات ()
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.