یک زمانی من دعوایش کردم که چرا خودسانسوری می کنی؟
ان زمان، او، گفت که شرایط فعلی اش نمی گذارد که هرچه را بنویسد و منتشر کند
یک زمانی من دعوایش کردم که خودسانسوری، قتل نفس است
ان زمان، او، خواند جمله نوشت من را از شریعتی: خود را ان چنان بنمایید که هست و گفت سعی می کنم اما دریغ چندان موفق نبودم
یک زمانی من دعوایش کردم که چرا حذف شد پستی که همه رسالتش حق گویی بود؟
ان زمان، او، گفت: شاید هم نشات گرفته از حق پنداری کاذب بوده باشد
یک زمانی من دعوایش کردم که خودش باشد که از تمام پست های اینستاگرامش ، تنها پستی که حرفی برای گفتن داشت همان بود که ارشیوش کرد
ان زمان، که نه، اما ، کمی،بعدش، دیدم، پست، را ، باز ، کرد... پر،باز، کرد...
+ یک زمان، پارسال بود
آن زمان، هم، پارسال بود
از *یک زمان* تا *ان زمان* خیلی زمان ها بر ما گذشت...زمان هایی که یک زمان من نمی خواستم و آن زمان تو می خواستی...
به یکباره چه شدم؟ نمی دانی..
به یکباره چه شدی؟ نمی دانم..
+ من ،همانی ام، که، خواستم، پرواز ، کند
حال ، چرا، خود ، بال هایم ، بسته ، است ؟
+ آمار پست های آرشیوی ام دارد بالا می رود!