هی یلدا یلدا

خب که چه؟

مردم خودشون رو کشتند برای رسیدن این شب

خب که چه؟

این شب هم ، یه شبی مثه بقیه شب ها ، گیرم ثانیه ثانیه هایی طولانی تر

خب که چه ؟

مثلا انار و اجیل و هندونه هم دور هم خوردن و تفالی به حافظ هم زدن

خب که چه؟

 

مگر نه اینکه صله رحم و دورهمی ها باید ممتد باشع نه بند یه شب و یه سیزده رو عید و یه نذری پزون محرم و صفر؟؟؟!!!!

 

یلدای من چگونه گذشت؟

در خواب :)

البته یه حدیث عنوان بصری یه یه سالی میشد لز سمانه گرفته بودم و گذاشته بودم تو کشوی اموزشی م ک بخونم، با اینکه تو این یه سال خیلی کتابارو خوندم ، با اینکه حجم ش یه فسقل چند صفحه ای بود نمی دونم چرا نمیشد هی بخونمش .‌‌..‌همینطور یه سال تو کشوم خاک خورد 

دست اخر گفتم ، خجالت بکش دیگه ، ورش دار ، شب یلدایی همه تفال میزنند به برادر حافظ ، تو اینو بخون

خوندمش ، نکات خوش عطری داشت

شب طولانی تر ، خواب طولانی تر:)

خیلی خونسرد ،خیلی هم عالی

 

همینطور که داشتم لالا می کردم افسان گفت می خوای یه فال برات بگیرم ،گفتم خب بگیر:

 

دلا بسوز ک سوز تو کارها بکند

نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

 

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش

که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

 

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند

هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند

 

 

 

اینهمه یلدا ، گرفتیم که چی؟

چی شد

اصن !

پارسالم حوزه یادمه ساعتای شیش هی صدیقه می گفت خب جمع کنید بریم دیگه ، حمع کنید

من هی می گفتم چی خبره مگه!

با اینکه می دونستم(سوالم از این باب بود ک یعنی امشب اهمیتی نداره)

هی می گفت اقایون میخوان درها رو قفل کنند ، برن، امشب شب یلدایه و فلان

و من با نق: خب باشه! امشبم مث بقیه شبا!

حق با صدیقه بود ، چون هر چند واس یکی مث من اهمیت نداشت اما دلیل نمیشه واس بقیه بی اهمیت باشه و برای این شب با خونواده برنامه نریخته باشند!

اما خب! که چی؟؟؟؟

 

 

 

پاییز رفت

خوش اومدی زمستون جون

 

 

??زمستان را دوست دارم

نه چهار فصل که ما همه یک فصل داریم بی تو...زمستان...قلب های ما منجمد است و سرد و بی روح

و گرنه تو را به آغوش مان می آورد!

تو را می آورد اگر نشانی از سرسبزی و طراوت بهار و هرم و حرارت تابستان و عاشقانه ها و دلبرانه های پاییز بر دریچه قلب های سنگی مان یافت می شد... ما همه یک فصل هستیم....زمستان.‌‌‌..ما یخ زده ایم...

اللهم عجل لولیک الفرج

****سلام حضرت طلوع****

یلدا

کمی

زیادتر

از 

همیشه

از 

ما

دوری






تاریخ : شنبه 97/10/1 | 4:0 عصر | نویسنده : ریحان | نظرات ()
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.