"رجب"

خیلی خیلی خیلی خوش اومدی...

 

 

+ پارادوکسی ام  :)   :(     

+ از این آمدنی و آن نیامدنی

+ چقدر خوشحالم از باز زنده بودنم و دیدن باز اومدنت...

+ چقدر ناراحتم از نرسیدنم به سه روز اکسیژن اعتکافت...

+ اعتکاف _ امسال_ بر خلاف هرسال_نه مسجدی_نه حرمی_معلوم نیست در کدام بیغوله ای_خواهم بود_مات و مبهوت خواهم بود_مطمئنم این سه روز بودن و نبودن انجایی که باید بودن،می گذرد_اما خیلی سخت و تلخ می گذرد_وقتی غروب روز سوم شود و  من از جایی برنگردم_می دانم این سه روز خیس می گذرد_می دانی که به جای آغوش تو_ زانوهایم را غمزده بغل خواهم کرد_به وقتش ، به موعدش بیشتر حواست به من باشد که می دانم_______سخت می گذرد_______

 

 






تاریخ : یکشنبه 96/12/27 | 10:11 عصر | نویسنده : ریحان | نظرات ()
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.